معروف بود به کامران ساواکی.جنوب استان کرمان را با دار ودسته ای که داشت قبضه کرده بود.مردم بیچاره جرئت نفس کشیدن نداشتند.اگر

کسی راپورت کار هایش را می داد یا می خواست جلویش قد علم کندخون پای خودش بود.

کامران جلو،ادم هایش پشت سر.یک صف طولانی سلاح به دست به دست امده

بودند امان نامه بگیرند

دوربین از کنار صف رد شدتا رسید به نفر اول.مرد افتاب سوخته سیبیل

در رفته سلاحش را که تحویل داد توی قالب دوربین نگاه کرد وگفت:«من سلاحم را تحویل جمهورى سلیمانی»یکی دیگر از لای صف بلند

داد زد:«من طرف دار جمهوری سليماني ام»حاجی خودش هم بود.

وقتی شنیدلبخندی زد گفت:«جمهوری سلیمانی نداریم،اينجا جمهوری

اسلامیه»