سه راه دشتک، مرز ایران، افغانستان و پاکستان، نا امن ترین نقطه؛ جایی که امنیتش دست های فرمانده قرارگاه قدس را می بوسید. نماینده ولی فقیه بودم. به حاجی گفتم می خوام به منطقه توجیه شم. خودش پیش قدم شد. ان موقع سرتیب بود.درجه هایش را کند و گذاشت توی جیبش.سه چهار ساعت توی جاده ا از کوه وکمر و دشت و بیابان بالا پایین شدیم . قرص و محکم بالای وانت ایستاده بود و یک به یک گزارش می داد؛ از استقرار نیروها گرفته تا موانعی که سر راه بود .در تمام دست انداز ها و سراریزی ها لحظه ای ندیدم خم به به ابروبیاورید،انگار نه انگار که بدنش پر از تیر و ترکش است. می توانست فرمانده گردانی،کسی را بفرستد اما خودش امد؛ شاید هیچ کس به اندازه فرمانده قرارگاه به منطقه توجیه نبود.