با شکوفایی کتابت، صنعت ساخت قلم و مداد و ترکیب جوهرهای رنگی نیز پیشرفت کرد و کاتبان حتی توانستند جوهری بسازند که تنها در شب می‌توان آن را خواند و در روز خوانده نمی‌شود! در این زمینه الصفدی گفته است: برخی از مردم مراکش نامه‌ای در برگه‌ای سفید به ملک کامل ایوبی نوشتند که اگر در نور چراغ خوانده می‌شد، نقره‌ای بود، اگر در نور خورشید خوانده می‌شد طلایی بود و اگر در سایه خوانده می‌شد، رنگ جوهر آن سیاه بود!

پس از این مرحله از پیشرفت حرفه کتابت و نسخه‌برداری کتب، شمارش معکوس برای اختراع دستگاه چاپ آغاز شد و در قرن ۱۵ میلادی گوتنبرگ ماشین چاپ را اختراع کرد. اولین کتابی که با این دستگاه چاپ شد، کتاب «صلاة السواعی» بود که در سال ۱۵۱۳ میلادی به زبان عربی به چاپ رسید. پس از آن کتب عربی و اسلامی بسیاری در نقاط مختلف جهان اسلام چاپ و منتشر شد و بدین ترتیب دسترسی به کتب تاریخی برای مسلمانان تسهیل گردید.

یاقوت حموی در کتاب معجم الادباء به نقل از قاضی وکیع بن حیان ضبّی نوشته است که گفت: حماد بن اسحاق موصلی (موسیقیدان مشهور قرن دهم میلادی) می‌گوید: پدرم کتاب «الاغانی الکبیر» را هرگز ننوشته و حتی ندیده است! این کتاب را کاتب پدرم پس از وفاتش نوشته بجز باب اول آن که خود پدرم تألیف کرده است.

مغازه کاتبان و بازارها تنها برای نوشتن کتاب و انتشار آن نبوده است بلکه تبدیل به نشست‌های فرهنگی شده بود که عالمان، فرهیختگان و ادیبان در آن گرد هم آمده و نشست‌هایی در خصوص علوم مختلف برپا می‌کردند و به بحث و نقد می‌پرداختند.

این مغازه‌ها همچنین سایر خدمات مربوط به کتاب را نیز انجام می‌دادند؛ از جمله ساخت کاغذ که تعداد کارخانه‌های کاغذسازی تنها در شهر فاس (دومین شهر بزرگ مراکش) در زمان حکومت مرابطین ۱۰۴ کارخانه بود (مرابطین حکومتی اسلامی که بین سال‌های ۱۰۵۶ تا ۱۰۶۰ میلادی بر شمال باختری آفریقا و بخشی از اندلس فرمانروایی کردند و پایتخت آنها شهر فاس بود) و در عهد موحدین به ۴۰۰ کارخانه افزایش یافت. (موحدین فرقه‌ای اسلامی در مغرب و شمال آفریقا از خاندان بربرهای امازیغ بودند).

هنر خطاطی و صحافی کتاب که در اندلس و مراکش «تسفیر» نامیده می‌شد، و هنر تذهیب و تزیین از هنرهایی هستند که به درجه بالایی از پختگی رسیده‌اند و اکنون در زمره زیباترین هنرهای دست بشر شناخته می‌شوند.