رونمائی از تفسیر حکیمانه استاد لطفیان سرگزی در کمیسیون فرهنگی ـ اجتماعی هیئت دولت
از امام محمد باقر(ع) روایت است که میفرمایند: «اِذا حَدَّثْتُـکُمْ بِشَىْءٍ فَاسْاَلونى عَنْ کِتابِ اللّه؛ هرگاه براى شما حدیثى گفتم، درباره سَنَد آن مطلب در کتاب خدا از من بپرسید.» منظور حضرت اظهار فضل نبوده است، بلکه میخواهند آموزش معارف را در شیعه با این سنگ بنا و محوریت قرار دهند که هرچه میشنوید آن را قرآنی تحلیل، درک و برداشت کنید. این روش اهل بیت(ع) بود که ابتدای آموزش معارف اسلام حقه که همان شیعه است با قرآنمحوری شروع کنند، اما بعد از آن متأسفانه بنا به دلایلی این مسیر منحل شد؛ بهطوری که شما میبینید برخی چیزها در قرآن واژه دارد، اما در علم کلام واژه آن را تغییر دادهایم.
بهعنوان مثال ما کلمهای به نام «معجزه» در قرآن نداریم و این کلمه جزء اختراعات ماست. گاهی یک حقیقت در قرآن نیست، چون اصطلاح شرعی ندارد ما میتوانیم اصطلاحی برای آن بسازیم، اما وقتی برای این موضوع اصطلاحاتی مانند آیت، حجت، سلطان و بینه وجود دارد، آقایان به دلیل اینکه در جنگ و جدال بودند واژه قرآنی را دور انداختند. حال اینکه بار معجزه، به دلیل اینکه میگوید: «چون تو نمیتوانی مانند آن را بیاوری پس من میتوانم»، سلبی است، در حالی که کلمه قرآنی آن، بار رحمانی و ایجابی دارد و میگوید: «خدا برای تو نشانه فرستاده است و رحمتش را به بندهاش میگوید»، آن هم به دلیل اهمیتی است که به بنده خود دارد. بعد میگوید: «ای انسان کسانی را برای تو فرستادم تا نشانههای من را به تو نشان دهند».
با این شیوه، کار به جایی رسید که در تمام علوم، قرآن مهجور شد. حتی در علم فقه میبینیم که برخی آقایان وقتی به عنوان مثال، بحث خمس را مطرح میکنند، به هیچ وجه آیه خمس را نیاوردهاند بلکه از آیه، استنباطی را آوردهاند که مستقیما به آیه اشاره نشده است؛ لذا آنقدر جنبه توجه به قرآن کم بوده و توجه به حرفهای دیگر زیاد که این اتفاق را شاهدیم.
اهل بیت(ع) برای اینکه ما راه را گم نکنیم جواب را به ما نشان دادهاند؛ اتفاقا معلم هم وقتی جواب را میگوید برای این است که شما خط را گم نکنید تا راهحل درست را پیدا کنیم. اما اینها، چون جواب را داشتند دیگر به دنبال راه حل نگشتند. وقتی قرآن میگوید: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و کسانى که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا مىدارند، و در حال رکوع، زکات مىدهند.» این آیه مرتبط با حضرت علی(ع) است. اما اهل تسنن میگویند، چون آیه قرآن ملاک را کلی گفته است منظور علی(ع) نیست و عمر و ابوبکر هم میتوانند شامل این آیه باشند. اما ما میخواهیم قطعا بگوییم این آیه مربوط با علی(ع) است؛ در جایی که آنها میگویند اگر اینگونه است چرا فعل آیه مضارع است و اگر منظور یک نفر است باید ماضی میآمد یا چرا جمع است و اگر اینگونه است چرا فرد نیامده است؟ جواب این سوالات را اهل بیت(ع) داده و گفتهاند این آیه مربوط به اهل بیت(ع) است و بعد بیان کردهاند، که اختصاص به اهل بیت دارد. اما ما تلاش تفسیری نکردهایم که آن اختصاص را از خود قرآن استخراج کنیم و بدون تفسیر میگوییم که این آیه مخصوص علی(ع) است و در ادامه برای اهل بیت است. چرا؟ چون روایت میگوید؟ اما اینگونه گفتن هم قرآنی نیست. استنباط این آیه را ما تبرکاً مرتبط با علی(ع) میگوییم. اما آیا ما میخواهیم یک آیه وسط این آیه بگذاریم و روایت را حذف کنیم؟ حتی در تفسیر ما از قرآن فاصله داریم و به روایات متوسل هستیم. این رفتار ما روایات را مقداری زودرنج کرده است تا جایی که در کتب کلامی هم، آیات قرآن را نمیآورند و فضای قالب این میشود که اگر کسی به قرآن بپردازد گویا آدم بیسوادی است!
در این میان یک نقطه عطف دومی به نام ملاصدرا پدید آمد. او تلاش کرد که معارف قرآن را وارد کند و بگوید که برهان، فلسفه، کلام، قواعد، وحی، عرفان، شهود و قرآن همه همخوانند. ملاصدرا این تلاش را کرد، اما باز قرآن محور نشد و تنها کتابی برای واحد و یکی شدن به حساب آمد؛ مرحوم علامه طباطبایی نقطه عطف سوم است. او در تفسیر المیزان مسئله خود را قرآنمحوری قرار داده است. علامه طباطبایی نیز در تلاش بود تا علم کلام، قرآنمحور شود و برهان و استدلالات حول آن بچرخند. در علم فقه، عرفان و اخلاق هم همینطور بود، اما در آن ایام درک این معنا محقق نشده بود. علامه را یک مفسر میدانند در حالی که او یک مُجدد است. او برای اینکه قرآن یک تجدید حیات پیدا کند، اساس تفسیر خود را قرآنمحوری قرار داد. البته قرآنمحوری صرفا این نیست که ترجمه قرآن را بخوانیم، بلکه به این معنا است که سالهای اولیه تحصیل را با قرآن مانوس کنیم و فرد چه در آموزش و پرورش به صورت عمومی و چه در حوزه به صورت تخصصی با قرآن انس گیرد. به این معنا که سالهای اول آموزش و پرورش قبل از بلوغ در بحث صوت، لحن و تجوید متمرکز باشد و در مراحل بعد به موارد دیگر این عرصه بپردازد.
«نطق نور» برداشتی آزاد از ، اشارات و لطايف-لغات و مفردات کلمات کتاب آسمانی قرآن -توحید خانه ...اجلاس نماز به یاد اقامه گر نماز مرحوم « استاد لطفیان سرگزی مفسر قرآن کریم» به عنوان الگوی ترویج اقامه نماز برگزار شد-فقیه عارف میرزا آخوند ملا لطفعلی لطفیان سرگزی (ره)