اولاً خدمتی که در جمهوری اسلامی به قرآن شد، بسیار بالاست و قابل قیاس با گذشته نیست. در هیچ زمانی این‌طور نبوده است. الان ما شبکه‌ای مخصوص قرآن داریم، رادیو قرآن داریم. منتها این را قبول داریم، نه تنها در استان بلکه در کل کشور این‌طور است. شاید دیر جنبیدند. دهه ۷۰، حاج آقای قرائتی گفت به نظر من شهریه‌های طلاب را براساس تفسیر قرآن به آنها بدهند؛ یعنی هر قدر تفسیر قرآن بلد باشند. در حوزه و دانشگاه ، قرآن را علم ندانستند. نهج‌البلاغه را علم ندانستند. البته الان رویکرد فرق کرده است.

چرا این‌قدر دنبال مطلب می‌گردی؟ اقیانوس نزدیک توست. چرا این‌قدر جستجو می‌کنی؟ امام سجاد(ع) می‌فرمایند اگر قرآن با من باشد، به هیچ چیز نیازی ندارم. البته ایشان امام سجاد(ع) هستند که به تفسیر بی‌نیاز هستند، اما ما در کنار قرآن، به تفسیر نیازمندیم. گرچه در کنار قرآن، ما از نهج‌البلاغه هم غنی نیستیم. از صحیفه سجادیه هم بی‌نیاز نیستیم.

می‌خواهم بگویم اگر قرآن را جلوی روی خود بگذاریم، آن‌قدر مطلب دارد که نمی‌دانیم از کجای آن بگوییم. گام‌هایی برداشته شده، البته آن عشق و شور و حال، اول باید در گوینده شکل بگیرد چون «آه صاحب درد را باشد اثر» بعد در جامعه، نمود آن را ببینیم.

عوام گاهی می‌گویند رفتیم امام رضا(ع)، ما را طلبید. ما قبلاً می‌گفتیم این بندگان خدا پول جمع کردند و رفتند، حالا این‌طور می‌گویند. اما نه، واقعاً باید بطلبد. . زمانی بود که درس ما تمام شده بود، قرار بود درس دوم شروع شود، همه دنبال استراحت و خوردن چای رفتند. ما گفتیم از این فرصت استفاده کنیم. قرآن، انسان را می‌برد. این نقطه عطفی شد و برنامه مرا متحول کرد.

با خود گفتم من آمده بودم حوزه علمیه که ترقی کنم، یعنی حالت معنوی پیدا کنم، اما نمی‌بینم. ایشان دو چیز گفت. اول اینکه خودتان را متهم نکنید. جسم شما خسته است، نمی‌کشد. شب، ساعتی بگذار پهلوی خودت، شب بیدار شو، دو رکعت نماز بخوان. راز و نیاز کن. دوم اینکه زیاد حرف می‌زنید، حرف نزنید، قرآن بخوانید. این برنامه، ما را عوض کرد. قرآن ما را به دنبال خود کشاند.

من هر جا رفتم و برای طلاب جوان صحبت کردم، اولین سؤالی که می‌پرسند این است که چه کنیم قرآنی حرف بزنیم؟ شاید تصور می‌کنند حافظ قرآن هستم. این‌طور نیست. حفظ قرآن را دوست دارم، منتها در این زمان، حفظ موضوعی مهم است. در جلسات دانشگاهی، حوزه، بازاریان که از قرآن حرف می‌زنیم همه می‌گویند خیلی خوب است، حال که این‌طور است، چرا باید جایی دیگر بروم؟