بعضی مراجعه می‌کنند که شرایط ازدواج سخت شده است، قرآن می‌فرماید: «وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (نور، ۳۲) چطور است که وقتی بانک ملی وعده‌ای می‌دهد باور می‌کنیم، اما از خدایی که آسمان‌ها و زمین از آن است، باور نمی‌کنیم؟ باور نکردیم که این‌طور شد. برخی می‌گویند در این شرایط به سختی خود را اداره می‌کنیم چطور فرزند خود را تأمین کنیم؟ می‌فرماید: «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ» (اسرا، ۳۱) ما رزقشان را می‌دهیم.

در دوره مذاکرات هسته‌‌ای، کسی برای سخنرانی آمد و درباره همین موضوع صحبت کرد. احساس کردم در جمع‌بندی مطلب با سختی مواجه شد. اگر قرآن بخوانیم، در تبیین این مسائل با مشکل مواجه نمی‌شویم. براساس آیات قرآن، مذاکره آدابی دارد. رعایت نکردیم که این‌طور شد. اگر آداب مذاکره را رعایت می‌کردیم مشکلی نداشتیم. پاسخ این مسئله دو آیه ۶۰ و ۶۱ سوره مبارکه انفال است: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ» یعنی هر چه در توان داريد از نيرو آماده كنيد تا دشمن را بترسانید و بعد فرمود: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» آن گاه که دشمن برای صلح دست دراز کرد، بپذیر. یعنی اول دشمن باید از توان و قدرت ما می‌ترسید و بعد ما می‌گفتیم مذاکره. اما ما دشمن را نترساندیم بلکه خود ترسیدیم. ما از موضع ضعف عمل کردیم اگر به این دو آیه عمل می‌کردیم مشکلی نداشتیم. ما اهل جنگ نیستیم ولی مرد جنگیم. اهل جنگ یعنی شرور. مرد جنگ یعنی اگر دشمن کاری کرد، می توانیم تلافی کنیم، اما هیچ وقت آغازگر جنگ نیستیم.

بنابراین، نه در زندگی شخصی و نه اجتماعی خود هیچ وقت بن‌بست ندیدم. قرآن، نور است.

عنوان بصری، خدمت امام صادق(ع) آمد، سؤالاتی از ایشان پرسید، امام صادق(ع) به او فرمود: «لَيسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ» دانش به آموختن نيست: «إنَّما هُوَ نورٌ يَقَعُ في قَلبِ مَن يُريدُ الله أن یَهدیه» بلكه نورى است كه در دل هر كس كه خداوند تبارک و تعالى بخواهد هدايتش كند، مى‌افتد. من با این بضاعت اندک، خود از سواد خودم خبر دارم. اگر قرآن را از من بگیرند، کسی مرا برای سخنرانی دعوت نمی‌کند. حواسم هست. بیاناتم هم ضعیف می‌شد. این زیبایی را از قرآن دیدم. الحمدلله. یعنی من به خاطر داشتن قرآن، وارد اقیانوسی شدم که همیشه دستم پر است. در جلسات از اساتید دستمان پرتر است. زمانی یک همایشی در مشهد برگزار شد، یکی از بزرگان درباره طرح صالحین، گفت ما محتوا نداریم. آنجا این انتقاد را مطرح کردم که چه طور محتوا نداریم وقتی قرآن هست؟ گاهی با علم خود، محتوایی می‌آورید. آن محتوا بعد از مدتی کهنه می‌شود، اما قرآن کهنه نمی‌شود. ما قرآن را رها کرده‌ایم.

وقتی احوالات برخی از علما را دیدم؛ مثلاً در عصر ما، حضرت امام. همه نهایتا ته دلشان چیزی است که گاهی به زبان آورده‌اند. یعنی گفتند هم جا را گشتیم، آن عطش فروننشت، اما وقتی قرآن به میان آمد، همه چیز عوض شد. در دهه ۷۰، آیت‌الله جوادی آملی، گفته ۲۰ سال است در زمینه قرآن دارم کار می‌کنم و هنوز حسرت می‌خورم، که چرا کل عمرم برای قرآن نبود؟ من هم از دهه ۷۰ به سمت قرآن آمدم و حسرت می‌خورم که چه وقت‌هایی از ما گذشت. الان هم آن جور که باید کار نمی‌کنیم. کسی که قرآن داشته باشد، نباید شب و روز داشته باشد. یعنی می‌شود انسان در دریا باشد و مروارید برداشت نکند؟